تبليغاتX
السلام علیک یاحسین بن علی(ع)
در مورد ماه محرم ووقایع عاشورا

استمرار اهدای کتاب توسط رهبر انقلاب

 

توجه رهبر انقلاب به حوزه‌ی کتاب و نشر کشور روشن است. دیدگاه ایشان درباره‌ی نسخ خطی چگونه است؟

رهبر معظم انقلاب از سال 1372 تا سال 1390 به طور مستمر کتاب‌های خطی بسیاری را اهدا کرده‌اند. این کتاب‌ها به طرق مختلف به دست ایشان می‌رسد که عمدتاً به صورت هدایای فرهنگی است. ایشان در طول این سال‌ها همه‌ی نسخ خطی و کتب نادر اهدایی را به کتابخانه‌ی آستان قدس رضوی اهدا کرده‌اند. علتش هم روشن است که ایشان چرا آن کتابخانه را انتخاب کرده‌اند؛ یکی به دلیل ارادت و احترامی است که به امام رضا(علیه‌السلام) دارند و دیگر به این خاطر که کتابخانه‌ی آستان قدس رضوی از قدیمی‌ترین و ماندگاترین کتابخانه‌های پابرجای جهان است.

 

* اهدای 14هزار جلد نسخه خطی توسط رهبر انقلاب

 

رهبر معظم انقلاب تا به حال چه تعداد نسخ خطی و کمیاب را اهدا نموده‌اند؟

آن‌طور که مسئولین کتابخانه‌ی آستان قدس اعلام کرده‌اند، رهبر انقلاب تاکنون حدود 14 هزار جلد نسخه‌ی خطی به آن کتابخانه اهدا کرده‌اند. الحمدالله و به اهتمام مسئولین آن کتابخانه، این 14 هزار جلد در قالب 15 جلد فهرست‌نویسی شده و در حال انتشار است. این فهرست عظیم و خواندنی به صورت دسته‌بندی موضوعی از علوم قرآنی تا هیأت، نجوم، ریاضی، هندسه، علوم عقلی و نقلی هر یک در مجلد مستقلی فهرست شده و در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.

 

به نظر شما این جمع‌آوری نسخ خطی علاقه‌ شخصی ایشان است یا یک روند کاری است؟

بنده فکر می‌کنم این حرکت یک اقدام ماندگار و در ادامه‌ی همان فرهنگ و پیشینه‌ی وقف و اهدا صورت می‌گیرد. در معارف ما به سنت وقف توجه خاصی شده است. یک گنجینه‌ی مهم از ذخایر علمی و فرهنگی ما که از طرق مختلف جمع‌آوری شده و به یک کتابخانه اهدا می‌شود، اولاً برای همیشه ماندگار می‌شود و ثانیاً در اختیار عموم قرار می‌گیرد و در کتابخانه‌های شخصی نمی‌ماند. واقعاً بسیاری از ما اگر یکی از این نسخه‌های ارزشمند را داشته باشیم، به خاطر علاقه‌ی بسیاری که داریم، امکان دور کردنش برایمان سخت خواهد بود.

 «وقف» یک اقدام بسیار ماندگار و مهم است که شامل خیلی چیزها می‌شود، ولی وقف کتاب یک امتیاز مضاعف هم دارد. به این جهت که ما مسلمانان می‌گوییم معجزه‌ی بزرگ دین‌ ما کتاب است. معارف ما به کتاب و ثبت و ضبط وقایع بسیار ارزش داده است. همان‌طور که ما برای قرآن احترام زیادی قائل هستیم، به همان ترتیب به کتابت و مسأله‌ی ثبت و ضبط مکتوب هم اهمیت می‌دهیم.

 

چه نمونه‌ها و مصادیق قابل توجهی در نسخه‌های اهدایی رهبر انقلاب وجود دارد؟

یکی از نمونه‌هایی که ایشان اهدا کرده‌اند، قرآنی منسوب به خط امام حسین(علیه‌السلام) است. این قرآن در 15 یا 16 صفحه است و بخش‌های مهمی از قرآن را شامل می‌شود. عبارت «کَتَبه حسین‌ بن‌ علی» در انتهای این قرآن قید شده و به مُهرِ یکی از سلاطین صفوی نیز مهمور است. این یک نسخه‌ی خطی معمولی نیست؛ یک نسخه‌ی خطی بسیار مهم است، هم به لحاظ قدمت و هم از باب معنوی و دینی.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت 23:1  توسط عاشق کربــــــــلا | 

 به مناسبت فرا رسیدن سیزدهم جمادی الثانی، سالروز وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها، همسر امیرالمومنین و مادر حضرت اباالفضل، شعری از افشین علاء تقدیم می‌گردد.

این شعر توسط افشین علاء در ضیافت شعر با حضور رهبر انقلاب، رمضان 1431 هجری قمری قرائت شده است.

زن رشک حور بود و تمنای خود نداشت

چون آسمان نظر به بلندای خود نداشت

اسمی عظیم بود که چون راز سر به مهر

در خانه‌ی علی سَرِ افشای خود نداشت

ام‌البنین(س) کنایه‌ای از شرم عاشقی است

کز حجب تاب نام دل‌آرای خود نداشت

این شعر در محضر رهبر انقلاب خوانده شده است

 

در پیش روی چهار جگرگوشه‌ی بتول

آیینه بود و چشم تماشای خود نداشت

زن؟ نه! همای عرش‌نشینی که آشیان

جز کربلا به وسعت پرهای خود نداشت

در عشق پاره‌های جگر داده بود و لیک

بعد از حسین(ع) میل تسلای خود نداشت

عمری به شرم زیست که عباس(ع) وقت مرگ

دستی برای یاری مولای خود نداشت

+ نوشته شده در  شنبه 16 اردیبهشت1391ساعت 12:16  توسط عاشق کربــــــــلا | 

سکوت تلخ بقیع را مویه¬های جانسوز مادری در هم می¬شکند:
دیگر به من مادر پسران نگویید؛ چون مرا به یاد شیران قوی پنجه¬ام می اندازید.پسرانی داشتم که مرا به نام آن¬ها ام البنین می¬خواندند

اما اکنون دیگر برای من پسری نمانده است؛ چهار فرزندم، همچون عقابان تیز پنجه بودند که با مرگ سرخ، زندگی را وداع گفتند.
مادری که خواسته بود فاطمه نخوانندش تا حزن و اندوه، میهمان دلهای کودکان فاطمه نشود...
مادری که مادر حماسه بود و وفا و فضیلت؛ مادر بزرگواری و کرم؛ مادر شجاعت و استقامت... و امروز بقیع سوگوار اوست. سوگوار مادری که صبوری اش، ایستادگی و پایداری را معنا کرد؛ مادری که نامش یادآور اقیانوس ادب، فروتنی و صداقت بود...
بزرگ بانو! واگویه هایت را چگونه فریاد کردی که پژواک وجود دردمندت همچنان در جان جهان جاری است؟...
شجاع زاده ی شجاع پرور! راز و رمز اشک¬هایت چه بود که افشاگرانه هدف¬های شوم و اراده های پلید و کردارهای جنایت¬کارانه نابکاران و ستمگران را برملا می¬کرد؛ همان¬گونه که مظلومیت آل الله را فریاد می¬کشید؟...
آموزگار عشق و ارادت! عشق را چگونه یافتی که پسرانت را آموختی تا سایه¬سار عقیله بنی هاشم و سپر بلای خون خدا باشند؟... پسرانت را آموختی که چشمانشان در برابر خصم، ذوالفقار باشد و دستانشان گلوگاه معرکه را بفشارد و رو به قبله ابروی حسین(ع) قامت ببندند...
ام العشق، ام الوفا! در زمزمه¬های شبانه¬ات چه می¬خواندی در گوش عباست که دست¬هایش، متبرک¬ترین پل استجابت شدند. قیامتی برپا کردند که قامت بیدار را درهم شکستند. اسطوره تاریخ شدند و مثنوی موزون ایثار را در شاهنامه ذهن بشر حک کردند...
چه کسی جز تو می¬توانست دلاوری در دامن بپروراند که سقای تشنه¬ترین و جگرسوخته¬ترین لشکر تاریخ باشد؟... چه کسی جز تو می-توانست شیرمردی بیاورد تا در عرصه پیکار تزلزل به ارکان یلان پوشالی و طبل¬های توخالی بیفکند؟... چه کسی جز تو می¬توانست دانای راز آب¬ها را بیاموزد تا ساقی جامی باشد که ملائک حسرت نوش زلال آن باشند، جامی که عطش آباد تاریخ، چشم امید به آن دارد... چه کسی جز تو می¬توانست عباسی بیاورد که ماهتاب شب¬های تنهایی حسین(ع) باشد، چهره زیبای انسان در ملکوتی¬ترین حالات ایثار و فداکارى، ترجمه زخم¬های انسان به زبان ملکوت ... چه کسی جز تو می¬توانست قصیده عاشقانه عباس را در گوش زمان بخواند و صبورتر از همه مادران دلسوخته، به ایثارش ببالد...؟!
اینک آرام بگیر بانو در این گوشه غربت که طنین نوای جان سوزت هماره در گوش زمان جاری خواهد بود؛ تا آن زمان که رودها، موج زنان، داغ عبّاست را بر سینه می¬زنند و تا هر زمان که پروانگان بال سوخته و لبان ترک خورده تشنگی که از سرزمین آسمانی عشق آمده-اند، حماسی¬ترین روضه¬های عالم را با نام عبّاس تو می¬خوانند...
چشمه¬ی خور([۱]) از فلک چارمین ســوخـت ز داغ دل أمّ البنـیـن
آه دل پـــــــــرده نـــشین حـی برده دل از عیسی گردون نشین
....
مرغ دلش زار چو مرغ هَزار داده ز کف چـار جـوان گـزیـن
.....
نـغـمه¬ی داوودی بانـوی دهر کــرده بـسـی آب، دل آهـنـین
.....
نـالـه و فریاد جهان ســوز او لـرزه در افـکنده به عرش برین([۲])
____________________________
[۱]. چشمه¬ی خور: قرص آفتاب.
[۲]. آیهالله العظمی غروی اصفهانی (کمپانی)۱، دیوان کمپانى، ص ۱۵۴
.

+ نوشته شده در  شنبه 9 اردیبهشت1391ساعت 19:22  توسط عاشق کربــــــــلا | 

امام صادق علیه السلام فرمود:«رحم الله عمی العباس لقد اثر و ابلی بلاء حسنا... » (۱) خدارحمت کند عموی ما عباس را،عجب نیکو امتحان داد

 

،ایثار کرد و حداکثر آزمایش را انجام داد.برای عموی ما عباس مقامی در نزد خداوند است که تمام شهیدان غبطه مقام او را می‏برند.)اینقدر جوانمردی،اینقدر خلوص نیت،اینقدر فداکاری! ما تنها از ناحیه پیکر عمل نگاه می‏کنیم،به روح عمل نگاه نمی‏کنیم تا ببینیم چقدر اهمیت دارد.
شب عاشوراست.عباس در خدمت ابا عبد الله علیه السلام نشسته است.در همان وقت‏یکی از سران دشمن می‏آید،فریاد می‏زند:عباس بن علی و برادرانش را بگویید بیایند. عباس می‏شنود ولی مثل اینکه ابدا نشنیده است،اعتنا نمی‏کند.آنچنان در حضور حسین بن علی مؤدب است که آقا به او فرمود:جوابش را بده هر چند فاسق است.می‏آید می‏بیند شمر بن ذی الجوشن است.شمر روی یک علاقه خویشاوندی دور که از طرف مادر عباس دارد و هر دو از یک قبیله‏اند،وقتی که از کوفه آمده است‏به خیال خودش امان نامه‏ای برای ابا الفضل و برادران مادری او آورده است.به خیال خودش خدمتی کرده است.تا حرف خودش را گفت،عباس علیه السلام پرخاش مردانه‏ای به او کرد،فرمود:خدا تو را و آن کسی که این امان نامه را به دست تو داده است لعنت کند.تو مرا چه شناخته‏ای؟ درباره من چه فکر کرده‏ای؟تو خیال کرده‏ای من آدمی هستم که برای حفظ جان خودم، امامم،برادرم حسین بن علی علیه السلام را اینجا بگذارم و بیایم دنبال تو؟آن دامنی که ما در آن بزرگ شده‏ایم و آن پستانی که از آن شیر خورده‏ایم،این طور ما را تربیت نکرده است.
جناب ام البنین،همسر علی علیه السلام،چهار پسر از علی دارد.مورخین نوشته‏اند علی علیه السلام مخصوصا به برادرش عقیل توصیه می‏کند که زنی برای من انتخاب کن که‏«ولدتها الفحوله‏»از شجاعان زاده شده باشد،از شجاعان ارث برده باشد«لتلد لی ولدا شجاعا»می‏خواهم از او فرزند شجاع به دنیا بیاید.(البته در متن تاریخ ندارد که علی علیه السلام گفته باشد هدف و منظور من چیست،اما آنها که به روشن بینی علی معترف و مؤمن‏اند می‏گویند علی آن آخر کار را پیش بینی می‏کرد.) عقیل،ام البنین را انتخاب می‏کند.به آقا عرض می‏کند که این زن از نوع همان زنی است که تو می‏خواهی.چهار پسر که ارشدشان وجود مقدس ابا الفضل العباس است،از این زن به دنیا می‏آیند،هر چهار پسر در کربلا در رکاب ابا عبد الله حرکت می‏کنند و شهید می‏شوند.وقتی که نوبت‏بنی هاشم رسید،ابا الفضل که برادر ارشد بود به برادرانش گفت:برادرانم!من دلم می‏خواهد شما قبل از من به میدان بروید،چون می‏خواهم اجر شهادت برادر را ادراک کرده باشم.گفتند:هر چه تو امر کنی.هر سه نفر شهید شدند،بعد ابا الفضل قیام کرد.این زن بزرگوار(ام البنین)که تا آن وقت زنده بود ولی در کربلا نبود،شهادت چهار پسر رشید خود را درک کرد و در سوگ آنها نشست.در مدینه برایش خبر آمد که چهار پسر تو در خدمت‏حسین بن علی علیه السلام شهید شدند.برای این پسرها ندبه و گریه می‏کرد.گاهی سر راه عراق و گاهی در بقیع می‏نشست و ندبه‏های جانسوزی می‏کرد.زنها هم دور او جمع می‏شدند.مروان حکم که حاکم مدینه بود،با آنهمه دشمنی و قساوت گاهی به آنجا می‏آمد و می‏ایستاد و می‏گریست.از جمله ندبه‏هایش این است:
لا تدعونی ویک ام البنین
تذکرینی بلیوث العرین
کانت‏بنون لی ادعی بهم
و الیوم اصبحت و لا من بنین
ای زنان!من از شما یک تقاضا دارم و آن این است که بعد از این مرا با لقب ام البنین نخوانید(چون ام البنین یعنی مادر پسران،مادر شیر پسران)،دیگر مرا به این اسم نخوانید.وقتی شما مرا به این اسم می‏خوانید،به یاد فرزندان شجاعم می‏افتم و دلم آتش می‏گیرد.زمانی من ام البنین بودم ولی اکنون ام البنین و مادر پسران نیستم.
مرثیه‏ای دارد راجع به خصوص ابا الفضل العباس:
یا من رای العباس کر علی جماهیر النقد
و وراه من ابناء حیدر کل لیث ذی لبد
انبئت ان ابنی اصیب براسه مقطوع ید
ویلی علی شبلی امال براسه ضرب العمد
لو کان سیفک فی یدیک لما دنی منه احد
می‏گوید:ای چشمی که در کربلا بودی و آن منظره‏ای که عباس من،شیر بچه من،حمله می‏کرد می‏دیدی و دیده‏ای!ای مردمی که آنجا حاضر بوده‏اید!برای من داستانی نقل کرده‏اند، نمی‏دانم این داستان راست است‏یا نه.یک خبر خیلی جانگداز به من داده‏اند، نمی‏دانم راست است‏یا نه.به من گفته‏اند که اولا دستهای پسرت بریده شد،بعد در حالی که فرزند تو دست در بدن نداشت‏یک مرد لعین ناکس آمد و عمودی آهنین بر فرق او زد. وای بر من که می‏گویند بر سر شیر بچه‏ام عمود آهنین فرود آمد.بعد می‏گوید:عباس جانم!فرزند عزیزم!من خودم می‏دانم که اگر دست در بدن داشتی هیچ کس جرات نزدیک شدن به تو را نمی‏کرد.
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

+ نوشته شده در  شنبه 9 اردیبهشت1391ساعت 19:21  توسط عاشق کربــــــــلا | 

ام البنین، (محدث، متوفى سال ۷۰ ه) (فاطمه کلابیه)، دختر حزام، از زنان مؤمن، شجاع و فداکار بود.روایت است که امیر المؤمنین علیه السلام پس از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها به برادرش عقیل که انساب عرب را خوب می ‏دانست

و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى خواهم زنى برایم خواستگارى نمایى که از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برایم به دنیا آورد.عقیل، فاطمه کلابیه (ام البنین) را به ایشان معرفى نمود و گفت: در بین عرب خاندانى شجاعتر از خانواده وى سراغ ندارم.این مادر پسرانش عباس، جعفر، عبد الله و عثمان را چنان تربیت کرد که همه شیفته برادر بزرگوارشان حضرت امام حسین علیه السلام بودند و در رکاب آن حضرت شهید شدند. 
ام البنین در واقعه کربلا حضور نداشت، هنگامى که بشیر به مدینه بازگشت و ام البنین را ملاقات کرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنین گفت: رگ قلبم راپاره کردى بچه ‏هایم و آنچه زیر آسمان است فداى ابا عبد الله علیه السلام، از حسین برایم بگو 
ام البنین براى عزادارى هر روز همراه نوه ‏اش عبید الله (فرزند عباس علیه السلام) به بقیع م‏ی رفت و نوحه می ‏خواند و می ‏گریست و این اشعار را زمزمه می ‏کرد: 
یا من رأى العباس کر 
على جماهیر النقد 
و وراه من ابناء حیدر 
کل لیث ذى لبد 
أنبئت أن ابنى أصیب‏ 
برأسه مقطوع ید 
ویلى على شبلى امال‏ 
برأسه ضرب العمد 
لو کان سیف فى ید (یدى) 
لما دنا منه احد 
اى آن که عباس را دیدى، که بر گروه بیچارگان حمله می ‏کرد، 
و دنبال او از فرزندان حیدر (على علیه السلام) جنگاورانى بودند، که هر یک یال و کوپالى داشتند، خبردار شدم که بر سر پسرم آسیب وارد شد، در آن حال که دستش قطع بود، 
واى بر من که ضربه عمود سرش را خم کرد، 
(عباسم) اگر شمشیرت در دستت بود، هرگز کسى به تو نزدیک نمى شد. 
مروان بن حکم با تمام دشمنى اش نسبت به خاندان بنى هاشم با دیگر مردم، با این نوحه سرایى ام البنین دور او جمع می ‏شدند و می ‏گریستند. 
مصیبت ام البنین(سلام الله علیها) مادر حضرت عباس(سلام الله علیه) 
امام صادق علیه السلام فرمود:«رحم الله عمی العباس لقد اثر و ابلی بلاء حسنا... » (۱) خدارحمت کند عموی ما عباس را،عجب نیکو امتحان داد،ایثار کرد و حداکثر آزمایش را انجام داد.برای عموی ما عباس مقامی در نزد خداوند است که تمام شهیدان غبطه مقام او را می‏برند.)اینقدر جوانمردی،اینقدر خلوص نیت،اینقدر فداکاری! ما تنها از ناحیه پیکر عمل نگاه می‏کنیم،به روح عمل نگاه نمی‏کنیم تا ببینیم چقدر اهمیت دارد.
شب عاشوراست.عباس در خدمت ابا عبد الله علیه السلام نشسته است.در همان وقت‏یکی از سران دشمن می‏آید،فریاد می‏زند:عباس بن علی و برادرانش را بگویید بیایند. عباس می‏شنود ولی مثل اینکه ابدا نشنیده است،اعتنا نمی‏کند.آنچنان در حضور حسین بن علی مؤدب است که آقا به او فرمود:جوابش را بده هر چند فاسق است.می‏آید می‏بیند شمر بن ذی الجوشن است.شمر روی یک علاقه خویشاوندی دور که از طرف مادر عباس دارد و هر دو از یک قبیله‏اند،وقتی که از کوفه آمده است‏به خیال خودش امان نامه‏ای برای ابا الفضل و برادران مادری او آورده است.به خیال خودش خدمتی کرده است.تا حرف خودش را گفت،عباس علیه السلام پرخاش مردانه‏ای به او کرد،فرمود:خدا تو را و آن کسی که این امان نامه را به دست تو داده است لعنت کند.تو مرا چه شناخته‏ای؟ درباره من چه فکر کرده‏ای؟تو خیال کرده‏ای من آدمی هستم که برای حفظ جان خودم، امامم،برادرم حسین بن علی علیه السلام را اینجا بگذارم و بیایم دنبال تو؟آن دامنی که ما در آن بزرگ شده‏ایم و آن پستانی که از آن شیر خورده‏ایم،این طور ما را تربیت نکرده است.
جناب ام البنین ، همسر علی علیه السلام، چهار پسر از علی دارد.مورخین نوشته‏اند علی علیه السلام مخصوصا به برادرش عقیل توصیه می‏کند که زنی برای من انتخاب کن که‏«ولدتها الفحوله‏»از شجاعان زاده شده باشد،از شجاعان ارث برده باشد« لتلد لی ولدا شجاعا» می‏خواهم از او فرزند شجاع به دنیا بیاید.(البته در متن تاریخ ندارد که علی علیه السلام گفته باشد هدف و منظور من چیست، اما آنها که به روشن بینی علی معترف و مؤمن‏اند می‏گویند علی آن آخر کار را پیش بینی می‏کرد.) عقیل،ام البنین را انتخاب می‏کند.به آقا عرض می‏کند که این زن از نوع همان زنی است که تو می‏خواهی.چهار پسر که ارشدشان وجود مقدس ابا الفضل العباس است،از این زن به دنیا می‏آیند،هر چهار پسر در کربلا در رکاب ابا عبد الله حرکت می‏کنند و شهید می‏شوند.وقتی که نوبت ‏بنی هاشم رسید، ابا الفضل که برادر ارشد بود به برادرانش گفت: برادرانم! من دلم می‏خواهد شما قبل از من به میدان بروید ، چون می‏خواهم اجر شهادت برادر را ادراک کرده باشم.گفتند: هر چه تو امر کنی.هر سه نفر شهید شدند،بعد ابا الفضل قیام کرد.این زن بزرگوار(ام البنین)که تا آن وقت زنده بود ولی در کربلا نبود، شهادت چهار پسر رشید خود را درک کرد و در سوگ آنها نشست.در مدینه برایش خبر آمد که چهار پسر تو در خدمت‏حسین بن علی علیه السلام شهید شدند.برای این پسرها ندبه و گریه می‏کرد.گاهی سر راه عراق و گاهی در بقیع می‏نشست و ندبه‏های جانسوزی می‏کرد.زنها هم دور او جمع می‏شدند.مروان حکم که حاکم مدینه بود،با آنهمه دشمنی و قساوت گاهی به آنجا می‏آمد و می‏ایستاد و می‏گریست. از جمله ندبه‏هایش این است:
لا تدعونی ویک ام البنین
تذکرینی بلیوث العرین
کانت‏بنون لی ادعی بهم
و الیوم اصبحت و لا من بنین
ای زنان!من از شما یک تقاضا دارم و آن این است که بعد از این مرا با لقب ام البنین نخوانید(چون ام البنین یعنی مادر پسران،مادر شیر پسران)،دیگر مرا به این اسم نخوانید.وقتی شما مرا به این اسم می‏خوانید،به یاد فرزندان شجاعم می‏افتم و دلم آتش می‏گیرد.زمانی من ام البنین بودم ولی اکنون ام البنین و مادر پسران نیستم.
مرثیه‏ای دارد راجع به خصوص ابا الفضل العباس:
یا من رای العباس کر علی جماهیر النقد
و وراه من ابناء حیدر کل لیث ذی لبد
انبئت ان ابنی اصیب براسه مقطوع ید
ویلی علی شبلی امال براسه ضرب العمد
لو کان سیفک فی یدیک لما دنی منه احد
می‏گوید:ای چشمی که در کربلا بودی و آن منظره‏ای که عباس من،شیر بچه من،حمله می‏کرد می‏دیدی و دیده‏ای!ای مردمی که آنجا حاضر بوده‏اید! برای من داستانی نقل کرده‏اند، نمی‏دانم این داستان راست است‏یا نه.یک خبر خیلی جانگداز به من داده‏اند ، نمی‏دانم راست است‏یا نه.به من گفته‏اند که اولا دستهای پسرت بریده شد،بعد در حالی که فرزند تو دست در بدن نداشت‏یک مرد لعین ناکس آمد و عمودی آهنین بر فرق او زد. وای بر من که می‏گویند بر سر شیر بچه‏ام عمود آهنین فرود آمد.بعد می‏گوید:عباس جانم!فرزند عزیزم!من خودم می‏دانم که اگر دست در بدن داشتی هیچ کس جرات نزدیک شدن به تو را نمی‏کرد.
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
___________________
۱) ابصار العین،ص‏۲۶.

+ نوشته شده در  شنبه 9 اردیبهشت1391ساعت 19:5  توسط عاشق کربــــــــلا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
کربلا
مرغ دلم پر میزند
چه کردم...
که ازت دورم
خدا...........
برسان ...مرا به کربلا...
"برای سلامتی امام زمان صلوات"
بشکند دستی که سیلی زد
به مادرت یا حسین
........................
همانگونه که درغیبت مقصریم،

در ظهور مؤثریم…!
.........................
يالثارات الحسين(ع)
.........................
عباس صلواتی زاده
پایتخت تشیع ایران
"اردبیــــــــل

پیوندهای روزانه
رهبرم سید علی
پرواز(مصباح الهدی)
7رنگ (فیلمسازی (عکاسی و فیلمبرداری) + طراحی گرافیکی)
شهدای روستای خرم آباد تربت جام
(کیوکوشین کاراته شهرک بعثت )
شهر عشق و خنده
" شهید شمع محفل هاست "
مطالب جالب درباره نماز
ستاد عمره دانشجويي
پایگاه اطلاع رسانی"دکترحاج سیدحسن عاملی"
انسان نو(حتما ببین ضررنمیکنی)
kamyabonline
انتظار فرج
ماه بني هاشم عباس (ع)
یا حسین مظلوم(ع)
حضرت محمد(ص)
وصال قائم
آموزش مناسک حج
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
آرشيو
آرشیو موضوعی
اعتقادات خالصانه پایتخت شیعه ایران"اردبيل"
آئین طشت گذاری ماه محرم در اردبیل
آداب ورسوم مردم اردبیل در محرم
شعر آذری
پژوهشی در هویت تاریخی حضرت رقیه (علیهاالسلام)
بهترين "GPS"دنيا
رو به سوي سقای معرفت
تصاوير حسيني
ارزش های اخلاقی کربلا برای زندگی امروز
امام هادی(ع)
حضرت ام البنین(س) مادر عباس
شعر در مورد امام حسین(ع)
زیارت عاشورا (التماس دعا)
پخش مستقیم حرم امام حسین(ع)کلیک کن
تصاویر حج تمتع دکترحاج محمود احمدی نژاد
دانلودمداحی
پیوندها
ضامن آهو"امام رضا(ع)
اطلاعات رایانه ای
هرکه هوس مکه ومدینه دارد بیاد
سعیده و آرزوهایش
شعر آذری
تبیان اردبیل
راسخون
امام حسين(ع)يا لثارات الحسين
باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال(آبی قهرمان)
انجمن نظر سنجی امام تنها
عترت(مسابقه وبلاگ نویسی عاشورایی)
تبیان
عاشقان امام حسین(ع)
سایت رسمی آیت الله بهجت
موفقیت برای همه حتی برای شما
حضرت مهدی(عج)
سایت شخصی رهبری
سربازان امام زمان(عج)
السلام علیک یاثارالله
تو بهونه هر عاشق واسه زنده موندنی
پیام امام حسین(ع)................... !
هیئت سینه زنان شش ماهه ی کربلای استان اردبیل
حسين مصباح الهدي
بابی انت و امی یا زهرا(س)
وبلاگ نویسان عاشورایی
حب الحسین(ع)----------طراحی لوگوهای اسلامی
یا مهدی(عج)
شبير
اجتماعی - اقتصادی
سرزمین من ایران
بگو چرا؟ امام حسین(ع)
لب عطشان
مسجدپيامبراعظم(ص)دانشگاه صنعتي شاهرود
رهانيوز(سبزپوشالي)
بيست وسي
اتاق فکر مربیان سپاه ثارالله شیراز
سرباز امام زمان "عج"
ماسونولوژی
عشاق رقيه (س)(وبلاگ جديد سيد جواد ذاكر)
ايراني آباد با...دولت ايران
پيامستان
کوچه هاي بي کسي...
عاشق تنها"عاشق اهل بيت
هیئت رزمندگان شهرستان بهار
.:::دانشجو:::.
شور حسینی
..:: میزان ::..
پایگاه جامع عاشورا
زندگانی امام مهدی(عج)"راسخون"
نوکران بی ادعای حسین
رفیق فقط حسین علیه السلام
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

 جنبش مصاف

Google Groups
Subscribe to emam-e-tanha
Email:
Visit this group

Free SEO Tools